چگونه شک همسرتان نسبت به خودتان را از بین ببرید!

چگونه شک همسرتان نسبت به خودتان را از بین ببرید!

چرا آقایان حسود می‌شوند ؟ چرا در روابط عاشقانه و یا زناشویی حسادت و بد بینی در بین آقایان به وجود می‌آید ؟
حسادت معمولا یک احساسی است که در بین همه ی افراد بشری کم یا زیاد وجود دارد ، اما‌این حسادت زمانی که به روابط عاشقانه یا روابط زناشویی نفوذ می‌کند مخرب می‌شود . زیرا در‌این روابط حسادت به بالاترین درجه ی ممکن می‌رسد و باعث می‌شود که روابط گذشته را کاملا از بین ببرد .
 اگر مردتان نسبت به شما حسود شود باعث می‌شود که بر روی روابط شما سخت گیری‌های زیادی را انجام دهد . مثلا اگر مردی شما را نگاه کند او به شدت عصبانی می‌شود و یا ‌اینکه اگر بدون او و به تنهایی از خانه خارج شوید او دائما نگران شماست که با چه شخصی هستید ؟ ‌آیا با آقایان و مردهای دیگر صحبت می‌کنید ؟ به کجا می‌روید ؟ آن قدر به شما زنگ می‌زند و یا هنگام مراجعت به خانه‌اینقدر از شما در‌این رابطه سئوال می‌پرسد که شما را کلافه می‌کند و نمی‌دانید با او و‌این اخلاقش چه کار باید گرد ؟
اگر شما چنین مشکلی را با همسرتان دارید ، به شما توصیه می‌کنیم که‌این مقاله را مطالعه بفرمایید :

‌این حسادت از کجا متولد می‌شود و  از کجا به وجود می‌آید ؟

فروید ، روان شناس مشهور دنیا معتقد است: ‌این حسادت‌ها ریشه در دوران کودکی شخصی دارد که‌این رفتار را انجام می‌دهد . و اساس‌این رفتار بر دو عامل مهم می‌گردد و آن دو به ترتیب زیر است :
اول : ‌این شخص  هنگامی که کسی را با تمام وجودش دوست دارد و آن شخص همسر او باشد او به صورت ناخودآگاه احساس می‌کند که برای‌این که او را از دست ندهد ، باید خیلی مراقب او باشد تا او را از دست ندهد و یا ‌اینکه مبادا همسر و زنش  بخواهد او را ترک کند .

دوم: ‌این است که می‌ترسد نکند او شخصی بهتر را پیدا کند و بخواهد او را ترک کند و به دنبال فردجدیدی برود . و ‌این موضوع در روابط بین زن و شوهر به عنوان یک سم محسوب می‌شود زیرا زمانی که زن و یا شوهر به دیگری اعتماد نداشته باشد و بخواهد او را به هر نحوی و با هر مساله کوچکی زیر سئوال ببرد مسلما ‌این رابطه دوام زیادی پیدا نمی‌کند و زود از هم می‌پاشد . به خصوص اگر فرزندی داشته باشید‌این حسادت و شک اثری صد برابر بدتر پیدا می‌کند زیرا فرزندتان نیز روابط بین شما و همسرتان را می‌بیند و از همان کودکی در ذهن او ریشه می‌کند و او هم که رشد پیدا کند و به سن پدرش برسد ، او هم چنین رفتاری را با همسرش خواهد داشت .

احساس حسادت گاهی به حدی می‌رسد که شریک زندگی‌تان را آزار می‌دهید و باعث می‌شوید که او از شما دوری کند و به مرور زمان ، روابطتان تیره تر می‌شود و ممکن است‌ این روابط به طلاق انجام شود .
مطالعات دلیل خاصی را برای ‌این رفتار نشان نمی‌دهد و بیشتر ‌این رفتار را ریشه در دوران کودکی شخص می‌دانند و یا در شرایط و روابط پیچیده اجتماعی که فرد در آن زندگی میکند، مثل محیط کاری و یا محیط زندگی و افرادی که فرد با آنها سر و کار دارد که منجر به احساس ناخوشایند ناامنی در فرد می‌شود و در مواردی ممکن است این احساس به روابط خانوادگی فرد نیز رخنه کند و مشکلات از همین جا شروع می‌شود.

اما چطور به این افراد کمک کنیم که او ‌این بحران را پشت سر بگذارد و به حالت اولیه خود باز گردد باید چه کار کرد ؟

1. در وحله ی اول ما به شما توصیه می‌کنیم ، که زمان‌هایی و هم چنین موقعیت‌هایی که همسرتان‌این احساس را پیدا می‌کند و نسبت به شما حسادت می‌ورزد را یادداشت کنید و‌ این زمان‌ها را با هم مقایسه کنید و رفتار‌های خودتان را نسبت به او بسنجید و هم چنین شدت حسادت او نسبت به خودتان را یادداشت کنید و سعی کنید رفتار‌های را که انجام می‌دادید را ترک کنید تا حساسیت شوهرتان کمتر شود و تا ‌این موضوع به مرور زمان از بین برود .


2. با شوهرتان در آرامش و زمانی که هر دوی شما آسوده خاطر هستید و بدون هیج گونه دعوایی به صحبت بشینید و به او اجازه دهید تا علت‌این موضوع را برای شما توضیح دهد و به شما بگوید چرا حسود شده است و  چرا رفتارش با شما‌این گونه شده است . با دقت به صحبت‌های و شک‌های که او مطرح می‌سازد گوش دهید و سعی کنید او را درک کنید و نه‌این که با او به خاطر صحبت‌های که می‌گوید و ادعا‌هایی که دارد  دعوا کنید . به خاطر داشته باشید شما می‌خواهید ‌این موضوع را حل کنید و نه ‌این که به‌این موضوع دامن بزنید . شما با ‌این کارتان و عمل تان به او ثابت می‌کنید که او را دوست دارید و نمی‌خواهید از او دور شوید و یا‌اینکه به دنبال شخص دیکری بروید و او نیز از‌این موضوع اطمینان خاطر پیدا می‌کند و خیالش از طرف شما آسوده می‌شود . و‌این اطمینان باعث می‌شود که مشکلات آتی شما حل شود . و هم چنین از مشکلات جدیدی که پیش خواهد آمد جلوگیری می‌کنید . و مسلما شما هم از یک سری از رفتار‌های او ناراحت می‌شوید ،همان طور که علت رفتارهایش را از او می‌پرسید برای او هم توضیح دهید که رفتار‌های که با شما دارد برایتان غیر قابل تحمل است .
همسرتان را با اشخاص و افرادی که با آنها  در ارتباط هستید آشنا سازید تا او اطمینانش به شما جلب شود .

اما یک موضوع مهم مطرح است و آن ‌این است که حواستان باشد در دام نیفتید ؟

منظور چیست؟ یعنی برای‌ این که زندگی خود را بخواهید نجات دهید مرتکب اعمالی می‌شوید و بدون ‌اینکه متوجه شوید در دام‌هایی می‌افتید که زندگی شما را تلخ تر می‌کند .

منظور از دام چندین موردی است که در زیر برای شما آنها را به صورت فهرست برایتان شرح دادیم وار آورده‌ایم : 
 
1. سعی نکنید رفتار و شیوه‌ی اخلاق و خلق و خوی کلی خود را به خاطر او عوض کنید ، زیرا برای او مسلم می‌شود که کاری را در سابق انجام می‌داده‌اید اشتباه و شک و حسادت او به شما صحیح بوده است و‌این حساسیت‌ها و شک‌ها بیشتر می‌شود ، زیرا در مواردی چنین افرادی که به بقیه شک دارند دچار یک بیماری هستند (البته  وجود بیماری باید توسط روانشناس  تایید شود و گاهی چنین مواردی با همکاری شما رفع شده و جای نگرانی ندارد) و با‌ این کار شما بیماری آنها تشدید می‌شود . نه خود را عوض کنید و نه به رفتارتان دامن بزنید ، بهترین راه حل همان است که در بالا متذکر شدیم و‌این راه حل را کامل شرح دادیم .

2. هیچ گاه به شوهرتان که‌این اخلاق را دارد دروغ نگویید ، زیرا با دروغ گفتنتان به او ، حساسیت او را بیشتر می‌کنید ، اگر با همکاران خود به خرید رفته اید و بیرون نهار میخورید و زمانی را دوست دارید با دوستان قدیمی تان بگذرانید ، لزومی ندارد به او دروغ گویید ، پس هیچ گاه سعی نکنید با رفتارتان و یا مخفی کردن کارهایتان ، او را بیشتر مشکوک کنید . به او حقیقت را بگویید  اجازه دهید  شوهرتان‌ همه این موضوعات را بداند . کسی نمی‌تواند خوشبختی را از شما بگیرد همانطور که کسی نمی‌تواند خوشبختی را به شما هدیه دهد ، پس سعی کنید عصبانیت ، خشونت ، و .... را از خود دور کنید و با شوهرتان رفتار مناسبی داشته باشید تا او بتواند‌این رفتارش را ترک کند .

برای‌این که مشکلتان هر چه زود تر حل شود آخرین توصیه‌ای که برای شما داریم‌این است که بهتر است نزد یک روانشناس بروید و با توصیه‌های او پیش بروید زیرا مسلما هر زنی زندگی خود را دوست دارد و نمی‌خواهد زندگی زناشویی اش از هم بپاشد بخصوص اگر که شما  فرزندی داشته باشید .

مهارت حرف زدن

مهارت حرف زدن ....


اولین مهارت غیرکلامی که با تمرین می‌توان آن را در خود تقویت کرد، حفظ آرامش و کنترل رفتار و گفتار خود است. گاهی برای به دست آوردن این آرامش و خلاص شدن از شر عصبانیتی که نمی­گذارد رفتارمان را کنترل کنیم، یک نفس عمیق کافی است اما شاید هم لازم باشد 10دقیقه در هوای آزاد قدم بزنیم. این را دیگر خودتان باید با آزمون و خطا تجربه کنید.


مهارت دیگر، شناسایی احساس خودتان و مشکلی است که بیش از بقیه شما را آزار می دهد. عصبانیت، ناراحتی، ترس، تحقیر و... برای از بین بردن هر مشکلی ابتدا باید آن را پیدا کرده و این احساسات را در پس‌کلام خود یا همسرتان بشناسید وگرنه نخواهید توانست مشکلی را که خوب نشناخته­اید حل کنید.


خیلی اوقات ممکن است ما با اشارات غیرکلامی حرف‌هایی را به همدیگر بزنیم. تماس چشمی، اشارات چهره، تون صدا، طرز ایستادن، لمس کردن و... همه می توانند منظور ما را منتقل کنند. نه‌تنها لازم است به این اشارات توجه کنیم، بلکه لازم است مراقب این اشارات در رفتار خود باشیم تا خدای نکرده همسرمان را آزرده نکنیم. این روش حتی می­تواند در زمانی که ما قادر به بیان احساس خود با کلام نیستیم به ما در ابراز احساساتمان به همسر کمک کند.


قابلیت شوخ بودن و مزاح در اوضاع بد و وخیم هم می‌تواند به بهبود این اختلافات کمک کند. در عوض تهدید و سرزنش نه‌تنها اختلاف را حل نمی­کند، بلکه با ایجاد کدورت و ناراحتی، ترمیم روابط را هم به تاخیر می­اندازد. بنابراین در بیان نظر و احساس خود سعی کنید طرف مقابلتان را متهم یا تهدید نکرده و با لحن خوش حرفتان را بگویید.


ازدواج سالم .....


درست است که حرف‌زدن و بیان احساسات راه خوبی برای تخلیه آنهاست و به شدت در روابط زناشویی توصیه می‌شود، اما نکته مهم این است که هر حرف‌زدنی نمی‌تواند این تاثیر و فایده را داشته باشد. پیشنهاد می­شود برای حل اختلافتان با همسر، قبل از حرف زدن و بیان احساسات، ابتدا کنترل خود را به دست آورده و به قول معروف عنان احساسات خود را از کف ندهید و نگذارید خشم، شما را به کاری یا حرفی وا دارد که بعد از آن شرمنده و پشیمان شوید.


اجازه دهید همسرتان احساس و نظر خود را بگوید. سپس همین‌طور که به دنبال یک راه‌حل مورد توافق 2 طرف می­گردید، به احساسی که در پس کلمات همسرتان است فکر کنید؛ البته بدون اینکه کلام او را قطع کنید. خودتان هم بدون رودربایستی و ترس، احساس و نظر خود را به همسرتان بگویید.


البته بدون برچسب زدن و لقب‌گذاری، راه‌حل جایگزین را مطرح کنید. اگر توافق وجود نداشت، راه‌حل‌های هر 2 نفر را یادداشت کرده و برای انتخاب به همدیگر فرصت فکر کردن دهید. تصمیم نهایی را هم به وقتی دیگر (با توافق هم) موکول کنید. یادتان باشد ازدواج شما زمانی یک ازدواج سالم است که هر 2 بتوانید به راحتی و بدون ترس، نظر و احساس خود را به‌هم بگویید.


زمانی برای حرف‌زدن .....


یکی از مهم‌ترین نکته‌هایی که همسران باید هنگام بیان احساسات‌شان به آن توجه کنند، زمان حرف زدن است. اگر از همسرتان رنجشی به دل گرفته‌اید، اگر حس می‌کنید رفتاری از او سر زده که مایه آبروریزی شما شده، اگر حس می‌کنید به شما دروغ گفته یا به شما بی‌احترامی کرده است، زودترین زمان لزوما بهترین زمان برای بیان این احساس‌های شما نیست. باید به شرایط زمانی و مکانی‌ای که در آن قرار دارید، توجه کنید.


هیچ‌گاه سعی نکنید حرفتان را جلوی دیگران و با ایما و اشارات به همسرتان برسانید؛ مثلا جلوی دیگران به او کم‌محلی کنید یا اخم کنید. اگر عصبی و کلافه هستید، حتما اشاره کنید که «الان وقتش نیست، بعدا در این باره با هم حرف می‌‍‌زنیم».


کارشناسان توصیه می‌کنند، بهتر است با هم توافق کنید قبل از اینکه مشکل خاصی بین‌تان به وجود بیاید. جلسات کوتاهی با هم داشته باشید و طی آن باهم درباره احساسات‌تان سخن بگویید. این کار شما را به هم نزدیک‌تر می‌کند و از بروز مشکلات احتمالی جلوگیری می‌کند. .....


1+12 تکنیک ضد خجالت

تسلط بر تکنیک های ضدخجالت و کسب مهارت های معاشرتی، مثل کسب سایر مهارت ها، نیازمند پشتکار و تمرین مداوم است...


1- روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید.

موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد.

2- به دیگران کمک کنید.

منتظر نشوید که از شما کمک بخواهند. به دنبال کمک کردن به این و آن، باید بدوید. این یک دستورالعمل است؛

ماشین یک نفر وسط خیابان خراب شده و روشن نمی شود و حالا راننده منتظر است کسی بیاید کمکش کند و ماشین را هُل بدهد.

خب، چرا معطلید؟ مگر نمی خواستید تمرین های ضد خجالت تان را شروع کنید؟ چه بهتر از این؟ با این تیر، خیلی بیشتر از یکی دو نشان را خواهید زد. مطمئن باشید. خرجش فقط دو کلمه است: کمک نمی خواهید؟ (البته لبخند و ارتباط چشمی را هم هنگام ادای این دو کلمه فراموش نکنید). نمی دانید چقدر موثر است!

3- دل تان می خواهد وقتی وارد یک جمع می شوید، با شما چطور برخورد کنند؟

دوست دارید با لبخند به استقبال تان بیایند؟ به شما توجه کنند؟ به حرف های تان صمیمانه گوش کنند و صمیمانه با شما هم کلام شوند؟ و چیزهایی از این قبیل؟ بسیار خب. می گویند خجالتی ها، خجالتی ها را خوب می شناسند. خجالتی های جمع را پیدا کنید و با آن ها همان طوری رفتار کنید که دل تان می خواهد با شما رفتار شود. با سوال های صمیمانه تان، آن ها را به صحبت کردن وادار کنید و جواب های شان را با رغبت بشنوید. این کار، هم برای معاشرتی تر شدن آن ها مفید است، هم برای خودتان یک تمرین تمام عیار مجلس آرایی است. شروع کنید و ببینید که چه قدر روی خودتان تاثیر می گذارد!

مراجعه به ادامه مطلب

4- وقتی به یک محفل رودربایستی دار، مثلا به یک مهمانی رسمی، دعوت می شوید، وقت تان را طوری تنظیم کنید که زود برسید.

این نکته در عین سادگی، بسیار مهم است. حداقل فایده اش این است که با سنگینی فضای جلسه، زودتر آشنا می شوید و کم کم ترس تان از آن جمع می ریزد. امتحان کنید! وقتی یک جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ می شود، حس خجالت تان خیلی کم تر است نسبت به وقتی که ناگهان به یک مجلس شلوغ وارد می شوید. معمولا آن هایی که دیرتر به چنین محافلی وارد می شوند، استرس بیشتری را پشت سر می گذارند و آن هایی که زودتر می رسند، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار می کنند.

5- از هم صحبت خود تعریف کنید.

این که دیگر کاری ندارد. هم آسان است، هم فوق العاده موثر. اغلب آدم ها وقتی ازشان تعریف می کنید، ذوق می کنند و بیشترشان آن قدر ذوق می کنند که به هیچ قیمتی حاضر نمی شوند هم صحبتی با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجرای این تکنیک باید مواظب مغزتان باشید؛  ضمنا هنگام تعریف و تمجید از این و آن، به هیچ وجه لازم نیست دروغ بگویید. اگر کمی دقت کنید، مطمئنا در هر آدمی بالاخره یک چیزی پیدا می کنید که قابل تعریف باشد. البته تعریف های تان هم نباید خیلی بی ربط باشد. مثلا وقتی کسی دارد درباره یک موضوع فلسفی با شما صحبت می کند، خیلی بی ربط است اگر بگویید: پیراهن تان چقدر قشنگ است! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه مند نشان بدهید و از جالب بودن آن موضوع صحبت کنید.

6- نقش آفرینی کنید.

 نقش آفرینی، یک اسلحه مخفی است که حتی مطمئن ترین و با اعتماد به نفس ترین آدم هایی هم که شما سراغ دارید، از آن بهره می گیرند. شما دل تان می خواهد وقتی به یک جمع وارد می شوید، چگونه رفتار کنید؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صمیمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ خب، همه ی این ها را می توانید در خلوت خودتان و در مقابل آینه تمرین کنید. همه ی ما آدم ها کمی تا قسمتی بازیگریم. نقش آفرینی جلوی دوربین شاید کار آسانی نباشد (من واقعا نمی دانم سخت است یا آسان)؛ ولی نقش آفرینی در خلوت و در مقابل آینه را مطمئن هستم که کار آسانی است. تمرین های مکرر این چنینی، ناخودآگاه تان را به همان سمتی می برد که بیشتر تمرینش را می کنید و کم کم شما همانی خواهید شد که دل تان می خواهد.

7- هیچ وقت هیچ کس را تحقیر نکنید و خصوصا در حضور جمع از چنین کارهایی پرهیز کنید.

همه ی ما آدم ها به آرامش و کمک دیگران احتیاج داریم؛ نه به دشمنی و آزار و اذیت شان. مطمئنا وقتی شما کسی را تحقیر یا مسخره کنید، او هم به دنبال بهانه ای خواهد گشت تا این لطف شما را جبران کند! انرژی منفی برای این و آن نفرستید تا انرژی منفی برای تان نفرستند.

8- خیلی هم ایده آل گرا نباشید!

 قرار نیست با هر جوکی که شما تعریف می کنید، همه غش و ریسه بروند. قرار نیست با هر حرفی که می زنید، همه به به و چه چه کنند. برای هیچ کس دیگری هم قرار نیست چنین اتفاقی بیفتد. مطمئن باشید که دیگران هم استانداردهای شان را این قدر دست بالا تعریف نمی کنند. وقتی در یک جمع حضور دارید، کسی از شما انتظار ندارد که فوق العاده باشید. برای جمع، این مهم است که شما با آن ها همراه باشید، فقط همین!

9- ارتباط چشمی در برقراری یک ارتباط موثر، خیلی مهم است.

 حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه کنید. چه وقتی دارید صحبت می کنید، چه وقتی که دارند با شما صحبت می کنند. این ارتباط چشمی را ترجیحا با یک لبخند ملایم و حالت دوستانه همراه کنید. اگر به هر دلیلی از برقراری یک ارتباط چشمی مناسب ناتوان هستید، سعی کنید به پیشانی طرف مقابل تان نگاه کنید.

10- اگر خجالتی باشید، احتمالا تنهایی را به فعالیت های جمعی ترجیح می دهید.

خب، می توانید، از این فرصت مغتنم استفاده کنید و چیزی یاد بگیرید. آدم هایی که تنهایی را دوست دارند، معمولا روحیه شان با هنرآموزی جور است. روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید. موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد. تا می توانید کتاب بخوانید و اطلاعات کسب کنید. روزنامه، مجله، برنامه های آموزشی، اینترنت و… به زودی، روزی می آید که باید حرفی برای گفتن داشته باشید. خودتان را برای آن روز آماده کنید.

11- شکست های تان را تدبیر کنید.

 وقتی دارید برای کسب مهارت های ضد خجالت تلاش می کنید، یادتان باشد که مثل هر تلاش دیگری، ممکن است شکست هایی هم در سر راه تان باشد. ولی قرار نیست شما از میدان فرار کنید. تا رسیدن به پیروزی نباید دست از تلاش بردارید.

12- همیشه آماده و به روز باشید.

مطلع و گوش به زنگ. کتاب بخوانید، روزنامه، مجله، اینترنت و… اخبار روز دنیا را پیگیری کنید. اخبار هنری، فرهنگی، علمی، سیاسی و… داشتن این اطلاعات به شما کمک می کند که همیشه حرف های شنیدنی در آستین داشته باشید. سوال های حاضر و آماده هم غنیمت هستند. از این قبیل سوال ها همیشه همراه داشته باشید.

از سلیقه ها و علاقه های دوروبری های تان هم باید باخبر باشید. این طوری راحت تر می توانید هم صحبت شان شوید.

13- خودتان را درست کنید.

 نمی توانید همه را مجبور کنید همان طوری که شما دل تان می خواهد رفتار کنند. نمی توانید همه را وادار کنید نسبت به حرف ها و رفتارهای شما همان طوری واکنش بدهند که شما دوست دارید. چرا که اولا همه ی آدم ها مثل هم نیستند و مثل هم فکر نمی کنند و ثانیا آن چه مهم است، تلاش و تمرین شما است و توجه به این نکته که آیا شما دارید کارتان را درست انجام می دهید یا نه.

انتظار نداشته باشید وقتی که در یک مهمانی، کنجی نشسته اید و با هیچ کس حرف نمی زنید، دیگران بیایند و شما را از پوسته ی تنهایی بیرون بیاورند. خودتان هم باید کمک کنید.

به دست آوردن یک مهارت ممکن است یک سال طول بکشد، در حالی که به دست آوردن یک مهارت دیگر، ممکن است فقط دو روز وقت تان را بگیرد. هر چه سخت تر به دست بیاورید، سخت تر از دست می دهید. این یادتان باشد!

1+12 تکنیک ضد خجالت

تسلط بر تکنیک های ضدخجالت و کسب مهارت های معاشرتی، مثل کسب سایر مهارت ها، نیازمند پشتکار و تمرین مداوم است...


1- روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید.

موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد.

2- به دیگران کمک کنید.

منتظر نشوید که از شما کمک بخواهند. به دنبال کمک کردن به این و آن، باید بدوید. این یک دستورالعمل است؛

ماشین یک نفر وسط خیابان خراب شده و روشن نمی شود و حالا راننده منتظر است کسی بیاید کمکش کند و ماشین را هُل بدهد.

خب، چرا معطلید؟ مگر نمی خواستید تمرین های ضد خجالت تان را شروع کنید؟ چه بهتر از این؟ با این تیر، خیلی بیشتر از یکی دو نشان را خواهید زد. مطمئن باشید. خرجش فقط دو کلمه است: کمک نمی خواهید؟ (البته لبخند و ارتباط چشمی را هم هنگام ادای این دو کلمه فراموش نکنید). نمی دانید چقدر موثر است!

3- دل تان می خواهد وقتی وارد یک جمع می شوید، با شما چطور برخورد کنند؟

دوست دارید با لبخند به استقبال تان بیایند؟ به شما توجه کنند؟ به حرف های تان صمیمانه گوش کنند و صمیمانه با شما هم کلام شوند؟ و چیزهایی از این قبیل؟ بسیار خب. می گویند خجالتی ها، خجالتی ها را خوب می شناسند. خجالتی های جمع را پیدا کنید و با آن ها همان طوری رفتار کنید که دل تان می خواهد با شما رفتار شود. با سوال های صمیمانه تان، آن ها را به صحبت کردن وادار کنید و جواب های شان را با رغبت بشنوید. این کار، هم برای معاشرتی تر شدن آن ها مفید است، هم برای خودتان یک تمرین تمام عیار مجلس آرایی است. شروع کنید و ببینید که چه قدر روی خودتان تاثیر می گذارد!

مراجعه به ادامه مطلب

4- وقتی به یک محفل رودربایستی دار، مثلا به یک مهمانی رسمی، دعوت می شوید، وقت تان را طوری تنظیم کنید که زود برسید.

این نکته در عین سادگی، بسیار مهم است. حداقل فایده اش این است که با سنگینی فضای جلسه، زودتر آشنا می شوید و کم کم ترس تان از آن جمع می ریزد. امتحان کنید! وقتی یک جمع خلوت در حضور شما آرام آرام شلوغ می شود، حس خجالت تان خیلی کم تر است نسبت به وقتی که ناگهان به یک مجلس شلوغ وارد می شوید. معمولا آن هایی که دیرتر به چنین محافلی وارد می شوند، استرس بیشتری را پشت سر می گذارند و آن هایی که زودتر می رسند، راحت تر با تازه واردها ارتباط برقرار می کنند.

5- از هم صحبت خود تعریف کنید.

این که دیگر کاری ندارد. هم آسان است، هم فوق العاده موثر. اغلب آدم ها وقتی ازشان تعریف می کنید، ذوق می کنند و بیشترشان آن قدر ذوق می کنند که به هیچ قیمتی حاضر نمی شوند هم صحبتی با شما را از دست بدهند. البته هنگام اجرای این تکنیک باید مواظب مغزتان باشید؛  ضمنا هنگام تعریف و تمجید از این و آن، به هیچ وجه لازم نیست دروغ بگویید. اگر کمی دقت کنید، مطمئنا در هر آدمی بالاخره یک چیزی پیدا می کنید که قابل تعریف باشد. البته تعریف های تان هم نباید خیلی بی ربط باشد. مثلا وقتی کسی دارد درباره یک موضوع فلسفی با شما صحبت می کند، خیلی بی ربط است اگر بگویید: پیراهن تان چقدر قشنگ است! مثلا بهتر است خودتان را به موضوع مورد بحث، علاقه مند نشان بدهید و از جالب بودن آن موضوع صحبت کنید.

6- نقش آفرینی کنید.

 نقش آفرینی، یک اسلحه مخفی است که حتی مطمئن ترین و با اعتماد به نفس ترین آدم هایی هم که شما سراغ دارید، از آن بهره می گیرند. شما دل تان می خواهد وقتی به یک جمع وارد می شوید، چگونه رفتار کنید؟ مطمئن؟ با لبخند باز؟ صمیمانه؟ خوش برخورد؟ و…؟ خب، همه ی این ها را می توانید در خلوت خودتان و در مقابل آینه تمرین کنید. همه ی ما آدم ها کمی تا قسمتی بازیگریم. نقش آفرینی جلوی دوربین شاید کار آسانی نباشد (من واقعا نمی دانم سخت است یا آسان)؛ ولی نقش آفرینی در خلوت و در مقابل آینه را مطمئن هستم که کار آسانی است. تمرین های مکرر این چنینی، ناخودآگاه تان را به همان سمتی می برد که بیشتر تمرینش را می کنید و کم کم شما همانی خواهید شد که دل تان می خواهد.

7- هیچ وقت هیچ کس را تحقیر نکنید و خصوصا در حضور جمع از چنین کارهایی پرهیز کنید.

همه ی ما آدم ها به آرامش و کمک دیگران احتیاج داریم؛ نه به دشمنی و آزار و اذیت شان. مطمئنا وقتی شما کسی را تحقیر یا مسخره کنید، او هم به دنبال بهانه ای خواهد گشت تا این لطف شما را جبران کند! انرژی منفی برای این و آن نفرستید تا انرژی منفی برای تان نفرستند.

8- خیلی هم ایده آل گرا نباشید!

 قرار نیست با هر جوکی که شما تعریف می کنید، همه غش و ریسه بروند. قرار نیست با هر حرفی که می زنید، همه به به و چه چه کنند. برای هیچ کس دیگری هم قرار نیست چنین اتفاقی بیفتد. مطمئن باشید که دیگران هم استانداردهای شان را این قدر دست بالا تعریف نمی کنند. وقتی در یک جمع حضور دارید، کسی از شما انتظار ندارد که فوق العاده باشید. برای جمع، این مهم است که شما با آن ها همراه باشید، فقط همین!

9- ارتباط چشمی در برقراری یک ارتباط موثر، خیلی مهم است.

 حتما به چشم طرف مقابل تان نگاه کنید. چه وقتی دارید صحبت می کنید، چه وقتی که دارند با شما صحبت می کنند. این ارتباط چشمی را ترجیحا با یک لبخند ملایم و حالت دوستانه همراه کنید. اگر به هر دلیلی از برقراری یک ارتباط چشمی مناسب ناتوان هستید، سعی کنید به پیشانی طرف مقابل تان نگاه کنید.

10- اگر خجالتی باشید، احتمالا تنهایی را به فعالیت های جمعی ترجیح می دهید.

خب، می توانید، از این فرصت مغتنم استفاده کنید و چیزی یاد بگیرید. آدم هایی که تنهایی را دوست دارند، معمولا روحیه شان با هنرآموزی جور است. روی یک هنر متمرکز شوید و آن را خوب یاد بگیرید. موسیقی، نقاشی، خطاطی و هنرهای دیگر، اعتماد به نفس تان را به وضوح افزایش خواهد داد. تا می توانید کتاب بخوانید و اطلاعات کسب کنید. روزنامه، مجله، برنامه های آموزشی، اینترنت و… به زودی، روزی می آید که باید حرفی برای گفتن داشته باشید. خودتان را برای آن روز آماده کنید.

11- شکست های تان را تدبیر کنید.

 وقتی دارید برای کسب مهارت های ضد خجالت تلاش می کنید، یادتان باشد که مثل هر تلاش دیگری، ممکن است شکست هایی هم در سر راه تان باشد. ولی قرار نیست شما از میدان فرار کنید. تا رسیدن به پیروزی نباید دست از تلاش بردارید.

12- همیشه آماده و به روز باشید.

مطلع و گوش به زنگ. کتاب بخوانید، روزنامه، مجله، اینترنت و… اخبار روز دنیا را پیگیری کنید. اخبار هنری، فرهنگی، علمی، سیاسی و… داشتن این اطلاعات به شما کمک می کند که همیشه حرف های شنیدنی در آستین داشته باشید. سوال های حاضر و آماده هم غنیمت هستند. از این قبیل سوال ها همیشه همراه داشته باشید.

از سلیقه ها و علاقه های دوروبری های تان هم باید باخبر باشید. این طوری راحت تر می توانید هم صحبت شان شوید.

13- خودتان را درست کنید.

 نمی توانید همه را مجبور کنید همان طوری که شما دل تان می خواهد رفتار کنند. نمی توانید همه را وادار کنید نسبت به حرف ها و رفتارهای شما همان طوری واکنش بدهند که شما دوست دارید. چرا که اولا همه ی آدم ها مثل هم نیستند و مثل هم فکر نمی کنند و ثانیا آن چه مهم است، تلاش و تمرین شما است و توجه به این نکته که آیا شما دارید کارتان را درست انجام می دهید یا نه.

انتظار نداشته باشید وقتی که در یک مهمانی، کنجی نشسته اید و با هیچ کس حرف نمی زنید، دیگران بیایند و شما را از پوسته ی تنهایی بیرون بیاورند. خودتان هم باید کمک کنید.

به دست آوردن یک مهارت ممکن است یک سال طول بکشد، در حالی که به دست آوردن یک مهارت دیگر، ممکن است فقط دو روز وقت تان را بگیرد. هر چه سخت تر به دست بیاورید، سخت تر از دست می دهید. این یادتان باشد!

توصیه های فوق العاده مهم روانشناسی به دختران جوان

1_دست از بهانه گیری  برای یک مرد و رفتار او بردارید.
2_هیچوقت خودتان را  برای رابطه ای که ارزشش را ندارد تغییر ندهید.
3_رفتار آرامتر همیشه  بهتر است.
4_قبل از اینکه بفهمید  واقعاً چه چیز خوشحالتان می کند، با کسی ارتباط برقرار نکنید.
5_اگر رابطه تان به این  خاطر که مردتان آنطور که  لیاقتش را دارید، با شما  رفتار نمی کند، به اتمام  رسید، هیچوقت سعی نکنید  که با هم دو دوست معمولی  باشید. یک دوست با دوست خود  بدرفتاری نمی کند.
6_اگر فکر  می کنید که شما را در حالت تعلیق نگه داشته است، مطمئن باشید که حتماً  اینکار را کرده است..
7_هیچوقت به خاطر اینکه  فکر می کنید گذر زمان ممکن  است اوضاع را بهتر کند،  در یک رابطه نمانید.  ممکن است یکسال بعد به خاطر  اینکار از خودتان عصبانی  شوید، چون اوضاع هیچ  تغییری نکرده است.
8_تنها کسی که در رابطه  می توانید کنترلش کنید، خودتان هستید.
9_برای رفتاری که با  شما دارد، حد و مرز بگذارید.
10_اگر چیزی ناراحتتان  می کند، حتماً با او درمیان بگذارید.
11_هیچوقت اجازه ندهید،  طرفتان همه چیزتان را بداند. ممکن است بعدها بر ضد شما از آن استفاده کند.
12_شما نمی توانید رفتار  هیچ مردی را تغییر دهید. تغییر از درون ناشی می شود.
13_هیچوقت نگذارید احساس  کند او از شما مهمتر است…حتی  اگر تحصیلات یا شغل  بهتری نسبت به شما  داشته باشد. او را به یک بت تبدیل  نکنید.
14_او یک مرد است، نه  چیزی بیشتر، و نه کمتر.
15_اجازه ندهید مردی  هویت و وجود شما را توصیف کند.
16_هیچوقت مرد کس دیگری  را هم قرض نگیرید. اگر به کس دیگری خیانت کرد، مطمئن باشید  که به شما هم خیانت خواهد کرد.
17_مردها طوری با شما  رفتار می کنند که خودتان اجازه می دهید رفتار کنند.
18_همه مردها بد نیستند.
19_نباید فقط شما همیشه  انعطاف از خودتان نشان دهید…هر مصالحه ای دو جانبه است.
20_بین از دست رفتن یک  رابطه و شروع یک رابطه جدید،  به زمانی برای ترمیم و  التیام نیاز  دارید….قبل از شروع کردن یک رابطه  تازه، مسائل قبلیتان را  باید به کل  فراموش کنید.
21_هیچوقت نباید دنبال  کسی باشید که مکمل شما باشد.  یک رابطه از دو فرد کامل  تشکیل می شود. دنبال  کسی باشید که مشابهتان باشد  نه مکملتان.
22_شروع رابطه و قرار  ملاقات با اشخاص مختلف جهت  یافتن بهترین فرد خوب است..  نیازی نیست که با هر  کس که دوست می شوید همان  فرد موردنظر شما برای  ازدواج باشد.
23_کاری کنید که بعضی  وقت ها دلش برایتان تنگ شود.  وقتی مردی همیشه بداند که  کجا هستید و همیشه  در دسترسش باشید، کم کم  نادیده تان می گیرد.
24_ هیچوقت به مردی که  همه آن چیزهایی که از رابطه می خواهید را به شما نمی دهد، به طور کامل  متعهد نشوید.

موانع و موقعيت ها

موانع و موقعيت ها

در روزگاران قديم پادشاهي دستور داد تخته سنگي را وسط جاده اي قرار دهند. سپس خود و افرادش در گوشه اي مخفي شدند تا ببينند آيا كسي آن تخته سنگ را از سر راه برمي دارد يا نه.

عده اي از بازرگانان و افراد مرفه دربار با بي توجهي از كنار تخته سنگ عبور كردند. عده زيادي هم از مردم عادي با ديدن تخته سنگ شاه را ملامت مي كردند و او را مقصر مي دانستند كه چرا جاده ها را آباد نمي كند و به وضعيت آنها رسيدگي نمي كند. اما هيچكس براي برداشتن تخته سنگ از وسط جاده كاري انجام نمي داد. پس از مدتي كه افراد زيادي رفت و آمد كردند يك روستايي كه بار سبزيجات داشت از راه رسيد. آن مرد روستايي به محض اينكه به تخته سنگ رسيد بارش را به زمين گذاشت و شروع به هل دادن تخته سنگ كرد تا اينكه بعد از مدتي با زحمت زياد توانست تخته سنگ را از وسط جاده به كناري بغلتاند.

بعد از برداشتن تخته سنگ از وسط جاده مرد روستايي يك كيسه پول درست در جاييكه قبلاً تخته سنگ بود پيدا كرد وقتي مرد روستايي در كيسه را باز كرد با مقدار زيادي سكه هاي طلا و يك يادداشت مواجه شد كه در آن نوشته شده بود: طلاها متعلق به كسي است كه تخته سنگ را از سر راه مردم كنار بزند.

مرد روستايي چيزي آموخت كه بسياري از ما در مواجهه با سختي ها متوجه آن نمي شويم.

«هر مانعي كه سر راه ما بوجود مي آيد فرصتي براي پيشرفت در اختيار ما مي گذارد.»

طبقه بندي رفتارهاي نابهنجار كودكان

طبقه بندي رفتارهاي نابهنجار كودكان

1- نابهنجاري هاي ناشي از نقيصه هاي ذهني

2- نابهنجاري هاي ناشي از مشكلات عاطفي

  • ترس
  • نگراني
  • اضطراب
  • خشم
  • پرخاشگري
  • حسادت
  • كمرويي
  • احساس حقارت
  • زودرنجي و حساسيت فوق العاده
  • وسواس
  • افسردگي
  • كمبود توجه
  • پريشان حواسي
  • خود خواهي
  • بي توجهي
  • تظاهر
  • گوشه گيري و انزوا
  • كج خلقي
  • بد اخمي و ترشرويي
  • گستاخي و پررويي

3- نابهنجاري هاي ناشي از ناسازگاري اجتماعي

  • بي قراري
  • دروغگويي
  • دزدي
  • تقلب
  • كتك كاري
  • تحرك بيش از حد
  • تعصب
  • نافرماني و بي اعتنايي
  • از بين بردن وسايل خود و ديگران
  • نداشتن قوه ي همكاري
  • نفاق افكني ، قطع كلام ديگران
  • منفي بافي ، عدم قبول راهنمايي ديگران
  • پر سر و صدا و خروشان
  • تند مزاجي ، از جا در رفتن ناگهاني
  • تسلط بر ديگران و قلدري
  • ايجاد آتش سوزي
  • بد زباني و ناسزا گويي
  • مرافعه جويي و مجادله
  • مسئوليت ناپذيري ، غير قابل اتكا بودن
  • خودآزاري ، دگرآزاري و خودكشي

4- نابهنجاري هاي ناشي از اختلالات زيستي - عاطفي

  • اختلالات تغذيه اي
  • اختلالات تخليه اي
  • اختلالات جنسي
  • اختلالات خواب

5- نابهنجاري هاي ناشي از اختلالات حسي حركتي

6- نابهنجاري هاي ناشي از اختلالات تكلم

7- نابهنجاري هاي ناشي از اختلالات يادگيري

8- نابهنجاري هاي ناشي از صرع

9- نابهنجاري هاي ناشي از استعمال مواد مخدر

......................................................................................................................................................................